فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 11
ديوان عطار ( فارسى )
فهرست غزليات الف چون نيست هيچ مردى در عشق يار ما را 1 ز زلفت زنده مىدارد صبا انفاس عيسى را 1 اى بعالم كرده پيدا راز پنهان مرا 2 گفتم اندر محنت و خوارى مرا 3 سوختى جانم چه مىسازى مرا 4 گر سير نشد ترا دل از ما 4 بار ديگر شور آوريد اين پير دردآشام ما 5 چون شدستى ز من جدا صنما 6 در دلم افتاد آتش ساقيا 6 در دلم بنشستهاى بيرون ميا 7 ب اى ز رشك روى خوبت چهره چون زر آفتاب 7 اى عجب درديست دلرا بس عجب 8 روز و شب چون غافلى از روز و شب 9 برقع از ماه برانداز امشب 10 چه شاهديست كه با ماست در ميان امشب 10 جان اگر مىندهى صحبت جانان مطلب 11 ت سحرگاهى شدم سوى خرابات 11 نمىدانم طريق راه طامات 12 تا درين زندان فانى زندگانى باشدت 12 زهى ماه در مهر سرو بلندت 13 دم مزن گر همدمى مىبايدت 14 بعد جوى از نفس سگ گر قرب جان مىبايدت 15 اى شكر خوشهچين گفتارت 16 تا بعمدا ز رخ نقاب انداخت 17 عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت 18 آههاى آتشينم پردههاى شب بسوخت 18 دولت عاشقان هواى تو است 19 دلبرم در حسن طاق افتاده است 19 آن نه رويست ماه دو هفته است 20 تا كى از صومعه خمار كجاست 21 چون ز مرغ سحر فغان برخاست 21 دوش كان شمع نيكوان برخاست 22 اينت گمگشته دهانى كه تراست 22 چون مرا مجروح كردى گر كنى مرهم رواست 23 عاشقى و بىنوايى كار ماست 24 اين چه سوداست كز تو در سر ماست 25 راه عشق او كه اكسير بلاست 25 طرقوا يا عاشقان كين منزل جانان ماست 26 تا آفتاب روى تو مشكين نقاب بست 27 ترا در ره خراباتى خرابست 28 چون باصل اصل در پيوسته بىتو جان تست 29